نوآوری را می توان، فرایند اخذ ایده خلاق وتبدیل آن به محصول، خدمات وارزش های جدید عملیاتی تعریف کرد(آقائی فیشانی؛ ۱۳۷۷، ۲۶)
برخی محققان، خلاقیت را با توجه به ویژگی های فرد تعریف می کنند. برخی خلاقیت را با توجه به محصول تعریف می کنند. مثلاً خلاقیت عبارت است از شکل دادن وارائه ایده جدید ومفید توسط فرد یا گروه کوچکی از افراد که با هم کار می کنند ویا تعریف نیکولسون[۵۵](۱۹۹۵) که بیان می کند، خلاقیت شکل گرفتن ایده یا محصولی که هم نو و هم مناسب( صحیح، مفید وبا ارزش) باشد، تلقی می شود.(زکی؛ ۱۳۸۵، ۲۲۴).
نوآوری، فرایند کسب اندیشه خلاق وتبدیل آن به محصول وخدمت و یا یک روش عملیاتی مفید است. سه مجموعه از متغیرها وجود دارند که می توانند نوآوری را ایجاد کنند. آنها به ساختار سازمانی، فرهنگ و توانایی منابع انسانی مربوط می شوند.(ابیلی وموفقی؛۱۳۸۶، int)
پیتر دراکر[۵۶] نوآوری را همانند هر فعالیت عینی درکنار نبوغ و استعداد، نیازمند دانش، توجه و سختکـــوشی همه دست اندرکاران می‌داند. او معتقد است آنچه در میان کارآفرینان مشترک یافتم نه گونه خاصی از شخصیت بلکه تعهد سیستماتیک به نوآوری بوده است (دراکر، ۱۳۸۸، ۵۲).
هالت[۵۷] اصطلاح نوآوری را در یک مفهوم وسیع به عنوان فرایندی برای استفاده از دانش یا اطلاعات مربوط به منظور ایجاد یا معرفی چیزهای تازه ومفید توضیح می دهد. بنابراین در یک تعریف کلی می توان نوآوری را به عنوان هر ایده ای جدید علمی وکاربری نسبت به یک سازمان ویا یک صنعت ویا یک ملت و یا درجهان تعریف کرد. وی نوآوری را فرایند گردآوری هرنوع ایده جدید ومفید برای حل مساله می خواند و معتقد است که نوآوری شامل شکل گرفتن ایده، پذیرش واجرای آن است. نو آوری از نظر شومپیتر[۵۸] یعنی استقرار کارکردهای نو در تولید و در موضوع رفتار سازمانی، نوآوری را خلق و به کارگیری ایده های جدید تعریف می کند، این ایده جدید ممکن است مربوط به نوآوری در زمینه فن آوری یا فرایند کار باشد. نوآوری از نگاه شرکت مارشال[۵۹] عبارت است از پیاده سازی ایده های خلاق برای انجام فرایند ها ومحصولات جدید است که شامل راه های بهتر انجام دادن کارها وابزارهایی برای بهبود بهره وری است. تعریف کلاسیک نوآوری در فرهنگ هریتاژ[۶۰] عبارت است از فرایند بهینه سازی از طریق معرفی یک محصول یا چیزی جدید. فرهنگ وبستر[۶۱] نوآوری را توانایی انجام امری ابتکاری تعریف کرده است که به خلق محصول یا خدمتی جدید منجر شود به گونه ای که این توانایی ممکن است از هوش واستعداد افراد سرچشمه گرفته یا به وسیله آموزش ایجاد شود.از نظر یان کوک و پل مایز نوآوری به پدیده ای اطلاق می شود که طی آن کاربردهای گوناگون پدیده کشف وشناسایی می شود. کوک و مایز معتقدند که جوهره نوآوری به روز بودن و توان همراهی با پیشرفت فن آوری است به طوری که تداوم وتوسعه تولید را آن گاه که شروع شد، تضمین می کند.(کیانی بختیاری؛ ۱۳۸۷، ص۶و۷)
مفاهیم مترادف با نوآوری
برای ارائه مفاهیم روشن تر وروان تر از نوآوری، لازم است که مفاهیمی که اغلب مترادف با آن فرض می شود، توضیح داده شود:
۱- خلاقیت[۶۲] : عبارت است از قدرت ایجاد اندیشه نو، درخشش یک اندیشه، بوجود آمدن نظر وایده.
۲- کشف[۶۳] : عبارت است از آشکار ساختن وبهره برداری وبه ظهور رسانیدن یا اعلام چیزی که وجود داشته ولی کسی قبلاً متوجه آن نشده است ویا آن را درک نکرده است.
۳- اختراع[۶۴]: در فرهنگ معین، واژه اختراع به معنی نوانگیختن وایجاد کردن آمده است. ماهیت اختراع طوری است که ایجاد پدیده نو، پس از مطالعات و آزمایش های مکرر صورت می پذیرد ومبتنی بر کشف قانونمندی های قبلی است.(کیانی بختیاری وهمکار؛۸۷، ۸)
اهمیت نوآوری
در بحت اهمیت نوآوری می توان گفت که تمامی پیشرفت های بشر به دلیل نوآوری و کشف روش های جدید و نو جهت انجام کارها می باشند. با مطالعه تاریخ پیشرفت های علمی به سادگی می توان دریافت که مخترعین بزرگی همچون بل، مورس، کلت و … توانسته اند با نوآوری های خود مسیر زندگی بشر را عوض کنند.( هالت؛ ۲۰۰۴، ۱۳۴)
مراحل خلاقیت ونوآوری
به طور کلی مراحل فرآیند خلاقیت شامل:
کسب دیدگاه و نگرش موافق نسبت به فکرهای نوین (ترک ترس و وحشت از شکست و انتقاد)
حساس بودن نسبت به موضوع، جمع آوری اطلاعات دررابطه با موضوع و کسب دانش
آمادگی برای خلاقیت ازطریق کسب موادخام
انتظام بخشیدن به کارها برای رسیدن به هدف
رفع انواع موانع خلاقیت در شناسایی و رسیدن به هدف که در این راه باید از اطلاعات دیگران و پیش فرضها استفاده کرد. (الوانی، ۱۳۷۲، ص ۲۲۳-۲۲۴)
شرایط ایجاد خلاقیت و نوآوری
نویسندگان مختلف شرایط و زمینه های متفاوتی را برای بروز خلاقیت در نظر دارند به هرحال راه های عمده ای که می تواند محرک خلاقیت باشد، عبارتند از: (شرکت،۱۳۸۵، ص۴۲)
۱ – فضای خلاق: یکی از راههای مهم ظهور نوآوری به وجود آوردن فضای محرک خلاقیت است. بدین معنی که مدیریت باید همیشه آماده شنیدن ایده های جدید از هرکس در سازمان باشد. در واقع سازمان باید در جستجوی این گونه فکرها باشد و تنها منتظـر ارائه اندیشه جدید نماند. به کارگیری سیستم مدیریت استعداد[۶۵] ابزار موثری در سازمان به شمار می رود. مدیران با بـه کارگیری این ابزار می توانند مهارت های کارکنان مستعد را به طرز صحیحی گسترش دهند. ممکن است شما با افراد مستعد زیادی برخورد کنید که در سازمانی مشغول بکارند ولی نمی توانند نتایج قابل توجهی تولید کنند. این به خاطر فقدان سیستم مدیریت استعداد مناسب روی می دهد. سیستم مدیریت استعداد چهار عنصر دارد:
جذب استعدادها
حفظ استعدادها
اداره و مدیریت استعدادها
کشف کردن استعدادها.
۲- دادن وقت برای خلاقیت: موسسات برای این منظور می توانند دفتر مخصوصی را به هریک از کارکنانی که شایستگی لازم را دارند اختصاص دهند.
۳ – برقراری سیستم پیشنهادات: یکی از روشهای ترغیب خلاقیت برقراری سیستم دریافت پیشنهادات است بدین ترتیب روشی برای ارائه پیشنهادات فراهم می شود.
۴ – ایجاد واحد مخصوص خلاقیت: گاهی گروه خاصی از کارکنان برای نوآوری و خلاقیت استخدام می شوند و در بعضی از سازمانها این گروه را واحد تحقیق و توسعه می نامند. این گونه واحدها وقت خود را صرف یافتن ایده های جدید برای ارائه خدمات یا ساختن محصول، می کنند و گاهی تحقیق محض انجام می دهند(شرکت،۱۳۸۵، ص۴۲)
ویژگی‌های سازمان نوآور
برخی از ویژگی‌های سازمان خلاق عبارتند از: (سلطانی، ۱۳۸۳، ص۲۵)
رقابت کامل و فشرده :در یک سازمان در صورتی خلاقیت صورت می‌پذیرد که رقابت کامل در آن حاکم باشد. (سلطانی، ۱۳۸۳، ص۲۵)
فرهنگ: یکی از عوامل عمده‌ای که به بالندگی مدیریت کمک می‌کند فرهنگ مردم است. برپایه یک فرهنگ خوب، اتلاف وقت گناه محسوب می‌شود. بدیهی است در چنین بستر مناسبی جهت رقابت، خلاقیت یا سازمان‌های پویا بهتر شکل می‌گیرد.
دسترسی به مدیران: در سازمان‌های خلاق بر این اعتقاد هستند که دانش در سطح سازمان به وفور پراکنده شده است و مدیران به راحتی می‌توانند افکار و نظرات دیگران را مستقیم و بدون واسطه دریافت کنند.
احترام به افراد: ویژگی دیگر سازمان خلاق احترام به افراد است و آنها باور دارند که می‌توانند همگام با نیازهای سازمان، رشد کنند.
رائه خدمات مردمیهدف نهایی در این سازمان‌ها توجه به نیازمندی‌های اجتماع و جلب رضایت آحاد مردم است.
تخصص: در سازمان خلاق افراد دارای یک تخصص ویژه نیستند و این امکان را دارند که برای قرار گرفتن در جایگاه مناسب گردش شغلی داشته باشند.
کارگروهی
رابطه کارکنان با سازمان: روابط دائمی و بلندمدت کارکنان با این نوع سازمان‌ها و در نتیجه برخورداری آنها از امنیت شغلی از دیگر ویژگی‌های این سازمانهاست.
 استقبال مدیران از عامل تغییر: در این سازمان‌ها تمامی مدیران، مسئله تغییر را به عنوان تنها عامل ثابت و گریزناپذیر می‌دانند و با خشنودی آن را پذیرفته و در برابر آن مقاومت نمی‌کنند.(سلطانی،۱۳۸۳، ص۲۵)
انسدادهای ادراکی
در تعریف انسداد ادراکی می توان گفت: انسدادهای ادراکی عواملی هستند که افراد را از حل مشکلات به گونه خلاق باز می دارد. این انسدادها، دامنه تعریف مشکل را تنگ می کنند، توجه به راه حل های جایگزین را محدود می کنند و انتخاب یک راه حل بهینه را مانع می شوند. بر انسدادهای ادراکی نمی توان فائق آمد، زیرا اکثر آنها ماحصل سال ها فرایند ذهنی شکل گیری عادات هستند. چیره شدن بر آنها مستلزم تمرین در اندیشیدن به طرق مختلف طی دوره زمانی طولانی است. ازسوی دیگر، با آگاهی از انسدادهای ادراکی خود و اجرای روشهای مخصوص می توانیم مهارتهای حل مسئله را به گونه خلاق افزایش دهیم. (سیدجوادین، ۱۳۸۷، ص ۴۰)

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir