۳- بودجه سالانه کشور
۴- سیاستهای کلان پولی، مالی و ارزی
۵- تغییرات قوانین و مقررات
۶- رویدادهای با اهمیت
عوامل کلان
نمودار۱-۲) عوامل موثر بر حجم معاملات سهام
۳-۲-۲-۲ نقدشوندگی
نقدشوندگی برای سالیان متمادی به عنوان یکی از مهمترین زمینه های ایجاد نوآوری مالی شناخته شده است. تاکنون تحقیقات بسیار زیادی در زمینه عوامل تاثیرگذار بر بازده دارایی ها و حجم معاملات صورت گرفته است. نتایج تحقیقات نشان می دهد که بازده های مورد انتظار سهام، هم به صورت مقطعی و هم در طول زمان با نقدشوندگی رابطه منفی دارند. آمیهیود نشان داد که قسمتی از بازده مازاد سهام، جبرانی برای عدم نقدشوندگی مورد انتظار بازار می باشد. تحقیقات آمیهیود و مندلسون[۲۴]، برنان [۲۵]و همکاران، داتار[۲۶] و همکاران، ژاکوبی[۲۷] و همکاران، آمیهیود و بن مارشال[۲۸] همگی حکایت از رابطه منفی میان نقدشوندگی و بازده مورد انتظار دارایی ها دارند. مطالعات نشان می دهند که نقدشوندگی یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار بر تصمیمات سرمایه گذاران در انجام معاملات می باشد. بنابراین سرمایه گذاران عقلایی به صرف ریسک بالاتری برای نگهداری اوراق بهادار با نقدشوندگی پایین نیاز دارند و عملاً به هنگام خرید سهام خود، میزان نقدشوندگی آنها را مد نظر قرار می دهند. ولی با این وجود، توجه نسبتاً کمی به معیار نقدشوندگی در فرآیند خرید و فروش سهام شده است. لیوو[۲۹] نقدشوندگی را به صورت زیر تعریف نموده است:
« نقدشوندگی دارایی ها عبارت است از توانایی معامله سریع حجم بالایی از اوراق بهادار با هزینه پایین و تأثیر قیمتی کم.»
تأثیر قیمتی کم به این معنی است که قیمت دارایی در فاصله میان سفارش تا خرید، تغییر چندانی نداشته باشد. نقدشوندگی، یک معیار چند بعدی است و از آنجا که هنوز معیار منحصر به فردی وجود ندارد که بتواند تمام ابعاد نقدشوندگی را پوشش دهد، لذا به ناچار از چندین معیار مجزا که هر یک بیانگر یک بعد از نقدشوندگی است، استفاده می گردد. تاکنون متغیرهای جایگزین بسیاری برای نقدشوندگی معرفی شده اند که از آن جمله می توان به ارزش معامله، تعداد معامله، حجم معامله، گردش معاملات سهام[۳۰]و تفاوت قیمت پیشنهادی خرید و فروش اشاره نمود.
سرمایه گذاران یا فروشندگان برای معامله در بازار متحمل هزینه های می شوند که به آن هزینه معاملات گفته می شود این هزینه ها تحت تاثیر، میزان نقدشوندگی است در این رابطه (آمیهود و مندلسون[۳۱]، ۲۰۰۸، ۲) بیان داشتند که تمامی هزینه های مبادله سهام که توسط خریدار و فروشنده پرداخت می شود، جزء هزینه نقدشوندگی است که در نبود نقدشوندگی کامل رخ می دهد.
۱-۳-۲-۲-۲ معیارهای متداول سنجش نقدشوندگی
نقدشوندگی در بازارهای ثانویه، نقش تعیین کننده ای در موفقیت عرضه های عمومی[۳۲] دارد و موجب کاهش هزینه و ریسک پذیره نویس ها[۳۳] و بازارگردان ها[۳۴] می شود و همچنین هزینه سرمایه گذاران از طریق کاهش دامنه ی نوسان و هزینه معاملاتی، کاهش می یابد. رایج ترین معیارهای نقدشوندگی شامل عرض بازار[۳۵] (گسترده)، عمق بازار[۳۶] ، انعطاف پذیری بازار[۳۷] و همچنین زمان[۳۸] (سرعت معاملات) هستند (کاشانی پور و مهرانی و پاشانژاد، ۱۳۸۹، ۶۶).
عرض بازار: نسبتی از کل بازار است که در حرکت قیمتی صعودی یا نزولی بازار مشارکت دارد. به عبارت دیگر، این معیار، میزان استحکام بازار را اندازه گیری می کند. شاخص متداول اندازه گیری عرض بازار، فاصله بین قیمت پیشنهادی خرید و فروش است که در این تحقیق نیز از این معیار استفاده شده و در ادامه توضیح خواهیم داد(همان منبع،۶۶).
عمق بازار: بیانگر تاثیر معاملات با حجم زیاد بر تغییرات قیمت است. هر چه تعداد یک سهم مشخص در حجم بالا و به قیمت یکسان مورد معامله قرار گیرد، دلیل بر عمیق بودن بازار و نقدشوندگی بالای آن سهم است. شاخص متداول اندازه گیری عمق بازار حجم عرضه و تقاضا، حجم معامله نسبت به تغییرات روزانه قیمت و گردش داریی سرمایه ای است (همان منبع،۶۶).
انعطاف پذیری بازار: مدت زمانی است که پس از نوسان شدید قیمت باید طی شود تا بازار به حالت تعادل خود باز گردد. به طور معمول، این نوسان ها بر اثر انتشار اخبار (معمولاً اخبار منفی) یا معاملات با حجم بزرگ رخ می دهند ( کاشانی پور و مهرانی و پاشانژاد، ۱۳۸۹، ۶۶).
زمان: دوره ای که در آن معاملات توسط بازار جذب می شوند در یک بازار نقد، معاملات با کمترین وقفه زمانی ممکن اجرا می شوند (همان منبع،۶۶) .
دیگران نیز معیار های مشابه ای را برای اندازه گیری عدم نقدشونگی معرفی کرده اند که در زیر به آن ها اشاره می کنیم:
درصد روز های انجام معامله: از تقسیم تعداد روزهایی که سهم مورد نظر حداقل یک بار داد و ستد شده است، بر کل روزهایی که بورس در سال مورد نظر فعالیت معامله های دارد، بدست می آید.
میانگین تعداد دفعات انجام معامله های روزانه: از طریق میانگین گیری از تعداد دفعات معامله ها در هر روز برای سال مورد نظر، به دست می آید. این متغیر همراه با تعداد خریداران و حجم معاملات می تواند حکایت از خرید و فروشهای عمده داشته باشد. انتظار می رود بین این متغیر و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام رابطه معنی داری وجود داشته باشد ( فخاری و فلاح محمدی، ۱۳۸۸، ۷)(رساییان و مهرانی، ۱۳۸۸، ۲۲۲).
میانگین گردش روزانه ی سهام شرکت: از تقسیم حجم ریالی معامله های سهام در هر روز، بر جمع مبلغ ریالی سهام منتشر شده شرکت بدست می آید. در نهایت از ارقام بدست آمده برای روزهای مختلف، میانگین گیری می شود (فخاری و فلاح محمدی، ۱۳۸۸، ۶)(رساییان و مهرانی، ۱۳۸۸، ۲۲۲).
میانگین حجم ریالی معامله های روزانه سهام: از طریق میانگین گیری از حجم معامله های روزانه سهام برای سال مورد نظر بدست می آید. بالا بودن میزان این متغیر از یک رو سبب کاهش هزینه های فرایند سفارش می گردد و در نتیجه کاهش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را به دنبال خواهد داشت. اما از این جهت که افزایش حجم ریالی معاملات ممکن است ناشی از انجام معاملات بزرگی باشد، می تواند باعث افزایش هزینه های انتخاب نادرست و در نتیجه افزایش اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام گردد، از این رو انتظار می رود بین این متغیر و اختلاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام رابطه ی مثبت وجود داشته باشد (همان منبع، ۲۲۲).
به دلیل خاصیت چند بعدی بودن نقدشوندگی، انعکاس همه مشخصه های آن در یک معیار مشکل است. در یک دسته بندی توسط آیتکن و فورد[۳۹]، معیار های اندازه گیری نقدشوندگی به دو دسته ی معیارهای مبتنی بر سفارش ها و مبتنی بر معاملات تقسیم شده اند.
معیارهای مبتنی بر معاملات به جای پیشرو بودن معطوف به گذشته هستند و بنابراین لزوماً نشان دهنده میزان توانایی سرمایه گذاران برای انجام سریع معاملات و هزینه های مرتبط با آن نیستند. اما ظهور سیستم های الکترونیکی معاملات، دست یابی به داده های جزیی تر و در نتیجه معیارهای جدید نقدشوندگی با توجه به سفارش های موجود در بازار را به همراه آورد. این معیارها با دقت بیشتری توانایی انجام سریع معاملات و هزینه های مرتبط با آن را مورد بررسی قرار می دهند. از جمله مهمترین این معیارها شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام و عمق بازار هستند. معیارهای مبتنی بر سفارش ها در اندازه گیری نقدشوندگی به دلیل معطوف بودن این معیارها به وضعیت فعلی بازار و همچنین عملکرد بهتر آن ها نسبت به معیارهای مبتنی بر معاملات از دقت بیشتری برخوردار است که ما نیز از این معیار استفاده می کنیم (فرتوک زاده و محبعلی و دولو، ۱۳۸۹، ۶۴).
آمیهود[۴۰] (۲۰۰۲) در جدیدترین مطالعات خود معیار تازه ای مبتنی بر فعالیت معرفی کرد که از طریق استفاده از داده های روزانه در رابطه با بازده و حجم معامله قابل بیان است. این داده ها معمولاً در هر بازاری در دسترس هستند و بدلیل وجود داده های تاریخی کافی می توان سری های زمانی را جهت انجام مطالعات دقیق ایجاد کرد. بنابراین در حالیکه ممکن است این معیار راحتی معیارهای دیگر را نداشته باشد، بدلیل سهولت دسترسی به داده های اولیه در بسیاری از بازارها مبنای تحقیقات ریسک عدم نقد شوندگی قرار گرفته است. از جمله در آمریکا، انگلستان، ژاپن، اسپانیا، استرالیا، این معیار بدین شکل تعریف می شود:
فرمول شماره ۵-۲شاخص نقدشوندگی آمیهود
ILLIQit = ۱/Dit (∑|Ridt|/ Vidt)
که در آن Ridt بازده سهم i در روز d در ماهt ، Vidt حجم معاملات بر روی سهمi در روز d درماه t و Dit تعداد روزهای انجام معامله بر روی سهم i در ماه t و ILLIQ نسبت عدم نقد شوندگی می باشد. چنانچه مقدار نسبت عدم نقد شوندگی بالا باشد، آن سهم با عدم نقد شوندگی روبرو است. مقدار این نسبت زمانی بالا است که قیمت سهم در واکنش به حجم معاملات اندک، تغیرات زیادی داشته باشد. این معیار به عنوان واکنش قیمت روزانه سهام به حجم معاملات تفسیر می شود.
به عنوان مثال چنانچه نسبت نقد شوندگی ۳ باشد، یعنی به ازای یک درصد افزایش در حجم معاملات انجام شده، قدر مطلق بازده در آن روز ۳ % است.( یحیی زاده فر و خرمدین، ۱۳۸۷، ۱۰۸) (کاشانی پور و مهرانی و پاشانژاد، ۱۳۸۹، ۶۷).
۳-۲-۲ فرضیه کارآیی بازار[۴۱]
اولین بار فاما، در سال ۱۹۷۱ با طرح فرضیه کارآیی بازار بیان داشت: قیمت منعکس کننده تمامی عناصری است که برای یک دارایی سرمایه ای درک می شود. طبق این فرضیه قیمت اوراق بهادار به سرعت کلیه اطلاعات موجود را در خود منعکس می کند(بیانگر اثر و ارزش اطلاعات است). بدین ترتیب قیمت اوراق بهادار برحسب عرضه و تقاضا تغییر می کند و به نقطه دیگری میل می کند.
در این بازار ارزش سهام منصفانه تعیین می گردد زیرا تمامی اطلاعات مربوط به آن در قیمت بازار منعکس شده است. هر اطلاعات جدیدی که می آید سریعاٌ قیمت اوراق بهادار را تحت تاثیر قرار می دهد چون تعداد زیادی خریدار و فروشنده وجود دارد، امکان دستیابی به بازده غیر عادی وجود ندارد.
فاما در تحقیق خود کارایی را به انواع و سطوح مختلفی تقسیم بندی می نمایید که در ادامه به بررسی می پردازیم:
۱-۳-۲-۲ انواع کارایی:
الف: کارائی تخصیصی: زمانی بازار به کارائی تخصیصی خواهد رسید که تخصیص منابع مالی به بهترین موقعیتهای سرمایه گذاری اختصاص یابد به عبارت دیگر منابع محدود مالی که از طریق پس اندازکنندگان ایجاد میگردد، به طرحهایی اختصاص یابد که بالاترین سطح درآمد مورد انتظار را در آینده خواهند داشت.
ب: کارآئی عملیاتی: کارائی عملیاتی زمانی حاصل می شود که عملیات واسطه گری با حداقل هزینه ممکن انجام شود. این موضوع باید در سطح بازار بطور کلی ودر هر معامله بطوراخص صادق باشد .

این مطلب را هم بخوانید :  منابع مقالات علمی : تاثیر بانکداری الکترونیک بر عملکرد مالی بانک مسکن

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.