آبهای سرزمینی یا دریای سرزمینی به حاشیه ای از دریا که مجاور ساحل است، گفته می شود[۲۷]. این قسمت از دریا به همرا فضای بالا، بستر دریا و زیر بستر آن تحت حاکمیت کشور ساحلی قرار دارد[۲۸]. به آبهای آن سوی آبهای سرزمینی معمولا آب های بین المللی گفته می شود. محدوده ی دریای سرزمینی براساس کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق در یاها حداکثر ۱۲ مایل دریایی از خط مبدا دریا است. خط مبدا پایین ترین حد جزر ومد دریاست. قاعده ی تعیین حداکثر ۱۲ مایل به عنوان دریای سرزمینی در حال حاضر به عنوان قاعده ی حقوق بین المللی عرفی پذیرفته شده است[۲۹].
برخی منابع اصطلاح آب های سرزمینی را به آب های داخلی مانند دریاچه ها و رودخانه های داخلی نیز گسترش داده اند. مفهومی موسع تر و غیر رسمی اصطلاح آب های سرزمینی به تمام آب هایی اشاره دارد که دولت ساحلی حقوقی بر آن ها دارد. مانند منطقه ی انحصاری اقتصادی، منطقه ی مجاور فلات قاره[۳۰] .
به عنوان قاعده ی کلی، خط مبدایی که برای تعیین دریای سرزمینی به کار گرفته می شود، پایین ترین حد جزر دریا در امتداد ساحل است[۳۱]. در هنگامی که خطوط ساحلی به شدت دندانه دار باشند ( مانند خورهای که از پیشروی دریا به خشکی پدید می آیند) می توان از خطوط مستقیمی که پیشرفته ترین برآمدگی ها را به هم متصل می کند، استفاده کرد. البته دو خطوط نبابید از جهت کلی ساحل انحراف محسوسی داشته باشند و آب های محصور در پشت آن ها باید به اندازه ی کافی با خشکی پیوند و اتصال داشته باشند تا تابع رژیم آبهاب داخلی گردند[۳۲].
حاکمیت دولت ساحلی بر دریای سرزمینی شامل حقوق و تکالیفی چون برقراری امنیت، تعقیب مجرمین و حق انحصاری استفاده از منابع دریا می شود.
سراشیبی فلات قاره
زمین شناسان به فلات قاره سکوی ساحلی و برخی از حقوقدانان به آن پاشوی ساحلی نام نهاده اند. به قسمتی از بستر دریا اطلاق می شود که با شیب ملایمی از ساحل به طرف دریا پیش می رود و چون به اعماق یکصد فادم[۳۳] می رسد به تندی به قعر اقیانوس که ۵-۴ هزار متر عمق دارد نزول می کند.
در اصطلاح زمین شناسی این سراشیبی ناگهانی را سراشیبی فلات قاره[۳۴] و محوطه ی بین فلات و این سراشیبی را لبه ی فلات[۳۵] نامیده می شود. لزوما این نکته را یاد آور می شود که عمق لبه در همه حال یکسان نیست و ممکن است از ۲۰۰-۷۰ متر تغییر نماید. علاوه بر آن طول لبه ی فلات قاره هم یکسان نیست و با توجه به خصوصیات و ساختمان طبیعی دریاها متفاوت است.
در بعضی نقاط مثل سواحل دریای زرد، طول فلات تا ۸۰۰ مایل از ساحل امتداد یافته و برخی دیگر از دریاها مانند خلیج فارس، یکپارچه از فلات قاره تشکیل شده است.
تا کنون آنچه که در رژیم حقوقی میدانی مثل پارس جنوبی موثر و دخیل است ، کلیه ی مباحث مربوط به فلات قاره می باشد. اگر کشوری به کنوانسیون پیوسته باشد تمامی تعاریف و مواد در مورد او صدق می کند و کشور متقابل هم از نظر عرفی شامل مواد کنوانسیون خواهد شده در صورتی که به کنوانسیون پیوسته باشد.
مهندسی مخزن- پتروفیزیک
پترو فیزیک علم مطالعه ی ویژگی های سنگ ها و اثر متقابل آنها با سیالات ( گازها، هیدروکربن های مایع و محلول های آبی است) و ارزیابی پتروفیزیک در حقیقت تفسیر اطلاعات حاصل از نمودار های چاه پیمایی است. به طور کلی اطلاعات و داده های حاصل از روش های مختلف اکتشافی که در ارزیابی سازند ها و اکتشاف منابع هیدروکربنی موثرند، شامل دو گروه سطحی و زیر زمینی می باشند. اطلاعات سطحی معمولا گسترش وسیعی دارند اما از قدرت تفکیک مناسبی برخوردار نیستند و لازم است که یک یا چند پاه اکتشافی به منظور کسب اطلاعات زیر سطحی حفر شوند. این اطلاعات شامل مغزه، خرده های حفاری در سیالات موجود در سازند و نگاره های چاه پیمایی است[۳۶].
بیش از نیم قرن است که چاه پیمایی[۳۷] الکتریکی به صنعت نفت معرفی شده است و از آن زمان تا کنون وسایل پیشرفته ی logging اختراع شد و مورد استفاده ی عموم قرار گرفت. لاگ ها در شناخت خواص فیزیکی سنگ ها مانند سنگ شناسی، تخلخل، نوع خلل و فرج و تراوایی بسیار مفید هستند. اطلاعات حاصل از لاگ ها جهت شناخت بخش های مفید، ضخامت و عمق بخش های مذکور، تشخیص نفت و آب و گاز و تحمین مقدار ذخیره ی هیدروکربن مخزن کمک بسیار موثری به حساب می آیند.تخلخل سنگ و بخش هایی از خلل و فرج که توسط هیدروکربن اشغال گردیده از طریق نمودار ها تعیین می گردد.
امروزه ارزیابی سنگ های مخزنی از اهمیت ویژه ای در صنعت نفت و گاز برخوردار است. چرا که جهت تجمع اقتصادی نفت و گاز در کنار عواملی چون سنگ منشاء، مهاجرت نفت، وجود تله های نفتی و پوشش سنگ به یک مخزن مناسب نیاز است. لذا شناسایی سنگ های مخزنی بالقوه و مطالعه و ارزیابی کیفیت مخزن آن در حوضه های اکتشافی امری ضروری است. جهت مطالعه ی دقیق سنگ های مخزنی به اطلاعات کامل و زمین شناسی و پتروفیزیکی نیاز است. اطلاعات زمین شناسی داده های چاه پیمایی، مغزه ها، خرده های حفاری و اطلاعات مربوط به زمین شناسی عمومی منطقه بدست می آید و داده های ژئوفیزیک قابل استفاده در مخازن اکثرا شامل برداشت های لرزه ای می باشد که استفاده از آن ها امروزه در حال توسعه است. یک مطالعه ی مخزنی وقتی صورت می گیر که تلفیقی از تمام این داده ها در دسترس باشد.
ژئوشیمی نفت
از همان ابتدا انسان مواد آلی را می شناخته و به نحوی به کار برده است و نفت خام را که بیشتر از چشمه های نفتی و به صورت جریان طبیعی در سطح زمین جاری می شدند، استفاده می کرد. کاوشگران بسیاری با دیدن آثار هیدروکربوری در سطح توانستند به اولین چاه های نفت دست یابند. زمان شروع به کارگیری زمین شناسی و ژئوشیمی برای یافتن نفت بطور دقیق مشخص نیست. پارامتر های ژئوشیمی که می توان توسط آن ها نفت تولیدی را محاسبه کرد عبارتند از : کیفیت سنگ منشاء، بلوغ، مهاجرت، تشکیل تله ی نفتی.
ژئو شیمی نه تنها در اکتشاف بلکه در زمینه های تولید، مدیریت مخازن، دگرسایی، تخریب میکروبی، بلوغ، ترش شدگی مخزن، تفرق نفت، توزیع جانبی نفت ها در یک میدان و نیز به صورت عمقی و… نقش مهمی را ایفا می کنند.
سنگ منشاء و سنگ مخزن
مراحل پیدایش و تجمع نفت به صورتی که قابل استعمال باشد، عبارتند از:
در ابتدا باید مواد آلی وجود داشته باشند تا قبل از اینکه توسط اکسیداسیون تجزیه شده و از بین برود در اعماق زمین مدفون شود. معمول ترین سنگ منشاء نفت، سنگ رس است که از خاک رس تشکیل می شود. از نمونه های دیگر، سنگ آهک است که عمدتا از کلسیت (CaCO3) که مهمترین سنگ در اعماق دریاست، تشکیل شده است.
در ادامه با تشکیل لایه های سنگ بر روی آن این مواد باید در عمق کافی قرار بگیرد تا به دمای مورد نیاز برای تبدیل به نفت برسد. فرآیند تبدیل مواد آلی به نفت در دمای ۱۵۰- ۶۵ درجه ی سانتی گراد رخ می دهد که دمای متناظر با عمق ۵۵۰۰-۲۰۰۰ متر است. در اعماق و دمای پایین تر، نفت به گاز و ذغال سنگ تبدیل می شود. شرط دیگر تشکیل نفت، فشار و زمان است و با پایین ترین بودن عمق و دما باید زمان بیشتری( میلیون ها سال) بگذرد تا نفت تشکیل شود. در صورتی که سنگ منشاء در عمق کم یا مدت زمان کافی دفن نشود، فرآیند تکامل نفت کامل نمی شود که نمونه ی آن شیل های نفتی است.
پس از تشکیل نفت باید به اعماق پایین تر برود، به سنگ دیگری به نام مخزن که در اطراف یا بالای سنگ منشاء وجو داشته و منافذ کافی برای ذخیره ی نفت و گاز دارد، مهاجرت می کند[۳۸].
سنگ مخزن همان سنگی است که باید دارای قابلیت تخلخل برای ذخیره ی نفت و قابلیت تراوایی برای حرکت سیال در آن باشد. معمولا این دو پارامتر وابسته به هم است و تخلخل بیشتر منجر به تراوایی بیشتر نیز خواهد شد. سنگ مخزن عمدتا ماسه سنگ یا کربناته است.
وجود سنگ مخزن به تنهایی برای ذخیره ی نفت کافی نیست بلکه مخزن باید از بالا توسط سنگ غیر قابل نفوذ دیگری به نام پوش سنگ بسته شود تا حرکت نفت به بالا و نشت نفت به سطح از طریق کانال ها و حفره های موجود در سنگ جلوگیری کند.
البته وجود پوش سنگ هم به تنهایی کافی نیست بلکه شکل این سنگ(مثلا ساختار تاقدیسی گنبدی شکل) یا ترکیب سنگ پوش در کنار گسل های غیر قابل نفوذ باید تله ای ایجاد کند که جلو حرکت نفت از همه طرف گرفته شود.
جنس سنگ مخزن عمدتا ماسه سنگ و سنگ های کربناته است که باید دارای دو ویژگی مهم تخلخل و نفوپذیری باشند.
تخلخل
عبارت است از نسبت حجم منافذ موجود در سنگ به حجم کل آن و بالاتر بودن آن به معنای ظرفیت بالاتر سنگ برای ذخیره ِ نفت و گاز است. این منافذ ابتدا و قبل از مهاجرت نفت، از آب همزاد اشباع است که پس از مهاجرت نفت درصد زیادی از آب توسط نفت و گاز جایگزین خواهد شد و توزیع جدیدی از درصد اشباع سه سیال آب، نفت و گاز ایجاد می کند[۳۹].
مهاجرت نفت
پدیده مهاجرت به دو بخش مهاجرت اولیه[۴۰] و مهاجرت ثانویه[۴۱] قابل تقسیم است. مهاجرت اولیه به حرکت نفت و گاز از سنگ منشاء به لایه ی تراوا یا لایه ی معبر[۴۲] و یا مخزن گفته می شود. در طی مهاجرت ثانویه، نفت و گاز در لایه های معبر حرکت می کنند تا اینکه در یک تله ی نفتی متمرکز شوند[۴۳].
شبیه سازی مخازن نفتی
شبیه سازی مخزن در صنعت نفت به عنوان روشی استاندارد جهت حل مسایل مهندسی مخزن مبدل شده است. شبیه سازها برای فرآیندهای مختلف برداشت[۴۴] توسعه یافته و برای فرآیندهای جدید برداشت نفت در حال گسترش اند. شبیه سازی مخزن در واقع هنر تلفیق علوم فزیک، ریاضیات، مهندسی مخزن و برنامه نویسی کامپوتر جهت وسیله ای به منظور پیش بینی عملکرد مخازن هیدروکربنی تحت روش های مختلف عملیاتی[۴۵] می باشد.[۴۶]
منابع طبیعی مشترک
اصطلاح منابع طبیعی فرامرزی در معنای موسع خود شامل هر نوع منابع می شود که در شکل و حالت طبیعی خود بدون دخالت انسان قادر به عبور از مرزهای سیاسی کشور باشد.
براساس مفهوم مذکور، این منایع مشتمل است بر سفره ای آب زیرزمینی، مخازن نفت و گاز، آب های جاری، منابع جانداران همچون آبزیان و پرندگان و حتی رگه های سنگ در معادن فلزات که از قلمرو مرزهای یک کشور عبور کرده و وارد کشور دیگر می شوند. میدان های نفت و گاز مشترک به دلیل گستره ی جغرافیایی و تعلق آن ها به بیش از یک کشور، مصداق بارز این منبع می باشند.
کمسیون حقوق بین الملل در خصوص این منابع، اصطلاح «منابع مشترک» را انتخاب نموده است(I.L.C,2004:1-2). همچنین نیز اصطلاحاتی چون «منابع مشترک» نیز در در این خصوص به کار رفته است که مبین حق حاکمیت و مالکیت مشترک دولت ها بر این منابع می باشد [۴۷].
اصطلاحات دیگری چون «منابع فرامرزی» و «منابع بین المللی» نیز برای این مفهوم به کار می رود. از نظر کمسیون حقوق بین الملل واژه ی فرامرزی بیشتر معطوف به مولفه های فیزیکی و جغرافیایی بوده[۴۸] و کاربرد آن در زبان انگلیسی مناسب است. هرچند ترجمه ی آن به سایر زبان ها با دشوارهایی همراه است.

این مطلب را هم بخوانید :  پژوهش - عشق وعقل در دیوان جامی- قسمت ۱۰

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.