گر لاف عشق می‌زنم ای خواجه طعن چیست ؟ اینک سرشک سرخ و رخ زرد من گـواه۵
نکـرد توبه زعشـــقِ تو جامــی آخرِ عمـــر چه جای توبه ز کاری که عمـرها کرده۶
جامی از نوازنده می خواهد پرده ای ایجاد کند تا عشق ، رازی را که تاکنون مخفی نگاه داشته ، آشکار کند تا به این وسیله خود را به عشق دیگران مشهور کند تا غافلان عشق از راز آن بی خبر بمانند.
ذوقــی ندهد عشـــق اگـر جانب عاشـــق نبـود گلـه ای وز طـرف دوست عتابـی۷
چوزاول عشق مشکل بودوآخرهم،چرا گویم که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشـکل‌ها۸
بـه نکــو نامی زهــدم چـه ستایی جامــی چون به بد نامی عشـــق است مباهات مـرا۹
کم کنم درعشـــق تو خــود را دعای عافیت زآن که خاطر خوش بُود با این گرفتاری مرا۱۰
۱ – دیوان جامی،ب۶۸۸۵
۲ – همان،ص۶۶۰،ب۶۹۶۴
۳ – همان،ص۶۸۳،ب۷۲۰۶
۴ – همان،ص۶۸۴،ب۷۲۱۰
۵ – همان،ص۷۲۹،ب۷۲۱۹
۶ – همان،ص۷۴۷،ب۷۹۴۳
۷ – همان،ص۷۸۰،ب۸۳۰۳
۸ – همان،ص۸۰،ب۶۴۰،ج۲
۹ – همان،ص۸۷،ب۷۲۳
۱۰– همان،ص۹۱،ب۷۵۷
گرکشم بی تو زبدبختی خود صد سختی حاش لله که شــود رابطه عشـق تو سست۱
آن چـه در عشــــق توأم دم به دم است رنـــج بر رنـــج و الـم بر الـم است۲
بی زبان شو چه کنی سرّ غم عشــق بیان که در این مسئله تقریر زبان چیزی نیست۳
چـو درد عشـــق نداری سرایتـی نکنـد اگـر بـه چـرخ رسانـی نـفیــرآوخ و آخ۴
مــی باش قتیــلِ عشـــق جـامــی کیــن بـه ز حیـــات مـی‌ نـمـایـــد۵
دم به دم بارم ز کار ِعشــقت افزاید بلی هر که رنج افزون کشد در کارمزد افزون برد۶
نبرد صـرفه ز تصریف دهـر جـز پیـری که کرد نقد جوانی به عشــقِ خوبان صرف۷
چاره عشق تو صبر است ندانم چه کنم ؟ گـر توانـم بکنـم ، ور نتـوانـم چـه کنـم۸؟
جامی معتقد است که عشق در آغاز و پایان با غم و رنج همراه است . او مثل حافظ نمی گوید که عشق اول آسان و راحت بود و در پایان مشکل ایجاد کردبلکه خود را کشته ی عشق می داند و هیچ ناله ای سر نمی دهد ، سختی ها را تحمل می کند و می داند عشق یعنی ترک سلامتی. او با عشق آسوده خاطر است و تنها راه علاج عشق را صبر و بردباری می داند.
۱ – دیوان جامی،ص۱۱۰،ب۹۸۱
۲ – همان ،ص۱۱۴،ب۱۰۳۲
۳ – همان ،ص۱۳۸،ب۱۳۱۲
۴ – همان ،ص۱۶۳،ب۱۵۸۱
۵ – همان ،ص۱۸۵،ب۱۸۲۳
۶ – همان ،ص۲۱۶،ب۲۱۸۳
۷ – همان ،ص۲۵۸،ب۲۶۶۱
۸ – همان ،ص۲۹۲،ب۳۰۴۸
عشـق مستولی و از من ، توچنین مستغنــی قصّــه مشکــلِ خود،پیش که خوانم ، چه کنم[۱۷۴]۱؟
ما را زعشقِ ایشــان دانی که چیست حاصل ؟ آزادگــی ز یــاران ، بیــگانگــی ز خویشــان[۱۷۵]۲
به تیــغِ عشــق ، جامــی کشتــه شــو زود کـه بـر عمـــر اعـتقـــادی نیـست چنــدان[۱۷۶]۳
عـشــــق بـا عـافــیت نیایــد راســـت عــاشـــقــی چیــست ؟ مبتــلــا بــودن[۱۷۷]۴
باشـد سخـــن عشـــق یکی ، لیـک گرفتــه عــارف ز دل صـــافی و واعـــظ ز رســـاله[۱۷۸]۵
مـنـــم عـاشـــق و بیـــدل و مبتـــلـا ز عــشــــقِ تـو افــتــاده در صــد بـلــا[۱۷۹]۶
کشیـــده ســت خــوان بـلـا عشـــقِ تــو زنــد عـالـــمی را به آن خـــوان صــلــا[۱۸۰]۷

این مطلب را هم بخوانید :  شیوع افسردگی و ارتباط آن با الگوهای غذایی در زنان مراجعه کننده به مراکز ...